نمیدونم چیکارکنم .....

سلام به همه دوستان نازنینم و ممنونم که به یادم هستید ماچالان که دارم مینویسم یک عالمه غصه تو دلم نشسته در خصوص هستی واقعا نمیدونم چیکار کنم هر روز با گریه از ساعت چهار پنج صبح بیدارمیشه و میگه من نمیرم مدرسه ناراحتسه ساله که بود به مدت شش ماه گذاشتمش مهد درخونمون که تو اون شش ماه  فقط بیست روز رفت و همش مریض بود اون وقتها هم گریه میکرد و بهانه اش این بود که چرا بابا منو میبره و میاره تو مهدکودمون اکثرا مامانها بچه هاشون رو میارن و میبرن وقتی اون شش ماه تموم شد دیگه نذاشتم بره و بعد از اون تصمیم گرفتم که هروقت به مدرسه میخواد بره با خودم هرطوری هست ببرم و بیارمش هرچندمسیرخونه تا اداره مون خیلی زیاده ولی خوشحال بودم که دوست داره که با من بیاد و بره ولی امروز اینطوری نیست و دیگه اعصاب من بهم ریخته چند روز اول خودم رفتم مدرسه و تا ساعت 12 نشستم ولی باز هم با اینکه روبروی کلاس نشسته بودم تندتند میومد بیرون و گریه میکرد که جایی نری هاکلافهدوروز بعد گفتم شاید معلم جذبش نمیکنه چون واقعا معلمه خیلی حوصله هم نداشت که بیاد قربون صدقه بچه بره که چرا کلاس نمیای رفتم با مدیرش صحبت کردم و کلاس هستی رو عوض کردم چون معلم کلاس بعدی یک دخترجوان باحوصله بود، هستی که کلاس بود با اون معلمه تبانی کردم و بهش گفتم من الان میخوام به هستی بگم شما همکلاسی من بودید و من الان شمارو شناختم تا هستی بیاد کلاس شما، اون بنده خدا هم قبول کرد و فرداش من و معلمه رل (ر باضمه ) دوستی رو بازی کزدیم و هستی به راحتی بدونه گریه رفت کلاس اون روز به خیر گذشت تا امروز که به پنجشنبه و جمعه خورد دوباره هستی گریه گریه و الان هم معلمش زنگ زد از گریه زیاد حالش بهم خورده ناراحت

دوستان عزیزم میترسم فردا روز تو روحیه اش تاثیر بذاره یا از مدرسه زده بشه و خلاصه اتفاقات دیگه ....

دوستان نازنینم اگه راه حلی به نظرتون میرسه راهنماییم کنید و درضمن پالس های مثبتتون رو از هستی دریغ نکنیدقلب 

/ 35 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیایش

سلام دوست نازنینم منتظر خبرهای خوب هستیم.[قلب]

غزاله

لیلا جون بیا و خبر بده که چی شد؟مشکل هستی گلم حل شد؟من همش میام سر میزنم ببینم چی شد دیگه امروز که دیدم ننوشتی اومدم نوشتم .امیدوارم که حل شده باشه .متاسفانه هیچ تجربه ای ندارم [ناراحت]

لیلی مامان یونا

سلام الهی بگردم چه بد انشالله که تا الان مشکلت حل شده باشه یه سری تنوع براش ایجاد کن جایزه بگیر براش ... ببوسش [ماچ][بغل]

مامان ایلیا

چرا مشاوره کودکان نمیبری اونا میدونن از چه راهی میتونی علاقمند کنی بچه ها مث بزرگترا باید به مشاوره برن میتونی این رو هم امتحان کنی شاید از یه چیزی میترسه که شما خبر ندارین با مشاوره این مشکل حل میشه

هستی مامان کیان

الهی خاله فدا بشه که تو مدرسه می ری و بزرگ شدی خواهر زیاد نگران نباش داداش منم درست یادمه که مین جوری بود و و حتی خیلی بالاتر از اینها حتی شبها تو خواب راه می رفت و حتی از استرس شب ادراری هم داشت مامانم برده بودش پیش یه مشاور و مشکلاتش کم کم حل شد نگران نباش خانومی

مامان امیررضا

سلام عزیزم کجائی ؟ از دخملی چه خبر . عادت کرد به مدرسه یا نه ؟ حالتون خوبه ؟بابا بیا بگو چه خبر ؟

نیایش

عیدتان خجسته و ایام بکام![گل]

فرزانه مامان ستایش

سلام لیلا جون مشکل حل شد ؟ بابا بیا بنویس مردیم از نگرانی [ناراحت] ... روی ماه هستی جون رو ببوس[ماچ]